تبليغاتX
The Forgotten Part

یکشنبه 1388/01/30

زندگی آن بهار پر باران است...همان چیز که این روز ها مدام اتفاق می افتد.

این روزها بیشتر فکر می کنم.بیشتر از گذشته.به آدم ها.دقیق تر می شوم تویشان!می گردمشان و درست همینجاست که معلوم می شود آدم ها از طایفه ی خدا هستند.چون هرچه بگردی دورتر می شوی.اصلا آدم های امروز را نباید تحلیل کرد.باید قبولشان کنی.این جزء قواعد بازی است.

از اینطرف قضیه هم که نگاه کنی همین است.برای این که آدم ها تفتیشت نکنند،باید خودت را به آن راه بزنی!باید ادای آدم های ساده لوح احمق را در بیاوری تا یک آدم سطحی به نظر برسی و دست از عقایدت بردارند!

تا در خودت گم شوی و آنچه در مغزت می گذرد را ببینند،فاش شده ای و این بدترین اتفاق دنیاست.

 

پ.ن.زندگیم انگار دارد عوض می شود.آنقدر که گاهی احساس می کنم باید به دنبال اتفاقات بدوم.تغییرات همیشه خوب است.دیگر وقت راه رفتن روی چهار چوب ها رسیده است!وقت آن که پایت را روی خط قرمزها بگذاری،کمی جابجایشان کنی تا خاکمال شوند.

نوشته شده توسط المیرا در 21:5 | موضوع: شخصی
• لینک ثابت  •